بن بست چهل و سوم

دیگر تنها نیستم.

مدتها از تنها ماندن وحشت داشتم و نمیدانستم در تاریکی انزوا به او نزدیکترم .. هنگامی که دستانم را می گرفت و به راهم میبرد و من او را با نام می خواندم...

حالا دیگر نمی ترسم.. با همین نو عروسان تاج گل به سر نهاده ی نارنج خوشم و در عطر آنها و سایه مهر او نیایش میکنم کسی را که تنهایی را برای تنها نبودنم آفرید!

خدای گل ها را می ستایم که اینهمه زیبایی را برای من آفرید. و چرا به زشتی ها و سیاهی ها رو کنم؟ منی که خود زیبایم و خدا به آفرینشم به خود بالید: فتبارک الله احسن الخالقین...شادم که خدای مهربانی دارم.. آفتاب  و گل و سبزه ها را می بینم و شکر می گویم خدای زیبایی ها را...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"استاد قیصر امین پور":

چرا عاقلان را نصیحت کنیم؟
بیایید از عشق صحبت کنیم

تمام عبادات ما عادت است
به بی‌عادتی کاش عادت کنیم

چه اشکال دارد پس از هر نماز
دو رکعت گلی را عبادت کنیم؟

به هنگام نیّت برای نماز
به آلاله‌ها قصد قربت کنیم...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

"زی زی"

 

بن بست چهل و دوم

یادم آمد یک غروب سرد سرد میگذشت از توی کوچه دوره گرد

"دوره گردم دار قالی میخرم دست دوم جنس عالی میخرم گر نداری

کوزه خالی میخرم کاسه و ظرف سفالی میخرم"

اشک در چشمان بابا حلقه بست عاقبت آهی زدو بغضش شکست

اول سال است و نان در سفره نیست ای خدا شکرت ولی این زندگیست؟!

بوی نان تازه هوش از ما ربود اتفاقا مادرم هم روزه بود

باز آوای درشت دوره گرد پرده اندیشه ام را پاره کرد

"دوره گردم دار قالی میخرم دست دوم جنس عالی میخرم گر نداری

کوزه خالی میخرم کاسه و ظرف سفالی میخرم"

خواهرم بی روسری بیرون دوید

" ای آقا سفره خالی میخرید؟ "

 

---------------------------------------- 

1-سلام.

تعطیلات عید هم تموم شد و اصلا نمیدونم چطور گذشت که فرصت خوندن درس و زیاد پیدا نکردم.امسال خوب شروع شد و امیدوارم سال پر خیر و برکتی باشه برای همه مخصوصا خونوادم,عزیزام و آجی نازم(زی زی جانم) و دوستای خوب دنیای مجازیم.

این روزها برام عجیب میگذره و نفس گیر.بعضی اتفاقا تو زندگیت انقد سریع اتفاق میفته که اصلا باورت نمیشه کی و چطوری اتفاق افتاده...از خدا میخوام کمکم کنه و تنهام نذاره...ازش میخوام کمکم کنم لیاقت خیلی چیزارو داشته باشم...

2-مبلغ یارانه هم رفته بالا..منتظر تیر و ترکشهای عواقبش هستیم شدید!!!

۳-یه دخترعمو دارم ۴ ماهه بارداره کل عالم رو خبر دار کرده.داداش اینا عید رفتن شیراز زنگ زدم به سعید گفتم عمه رفتی حافظیه اردادت منو به خواجه حافظ برسون یه زحمت هم برات دارم.(کاملا جدی) گفت جانم عمه بگو.گفتم به خواجه حافظ بگو خدیجه بارداره...آخه جز خواجه حافظ همه میدونن(ما زنها غیبت نکینم میمیریم)

 "م ر و ا ر ی د"