بن بست هشتاد و دوم

حالا که دارم مینویسیم دقایقی هست که تیم ملی ما تونسته به جام جهانی راه پیدا کنه

از مسیر خونه تا مغازه تو هلهه مردم گم بودم،حالا هم صداشون و بوقهای ممتدشون شهر و پر کرده

توی شهر من هم حتما شلوغتره آخه همشهریهای من خیلی بیشتر هیجان دارن و به قول مازنیا"دل مست" تر هستن

اولش خنده ام گرفت که باز مث دور قبل اینا میرن و همه بازیها رو میبازن و با فضاحت برمیگردن دیدم این روزها همش یا دارم غر میزنم یا داره با بدبینی از حوادث حرف میزنم

خب چه ایراد داره مردم خوشحالی کنن،پوسید دلشون تو این گرونی و بدبختی

پ.ن: از امشب هوادارن آقای "لئیس جمهول" میگن بخاطر پاقدم ایشون بوده که ایران رفته جام جهانی!!!

پ.ن:نمای بسته تصاویر آقای "لئیس جمهول "که از تلویزیون پخش میشه منو کشته..والا بغرعان


بن بست هشتاد و یک

سلام

نمردیم و تو کشور انتخابات سالم و بدون شبهه و تقلب برگزار شد و دیشب یه آب خوش از گلوی به اصطلاح "اصلاح طلبان"بالا رفته و اونهمه ادعا و شبهه پراکنی و جوگیری قبل از انتخاباتشون که میگفتن اینبار هم تقلب مبشه و رئیس جمهور از حالا معلومه کیه و نظام رو قبضه کردن و .... خفه شده

دیروز اولاش خیلی عصبانی بودم...وقتی شمار رای های این آقای رئیس جمهور به ظاهر همه کاره و در باطن مجری اوامر جناب خاتمی و عوامل فتنه دور قبل بالا میرفت اما بعد از ظهرش دیگه عصبی نبودم اتفاقا تصمیم گرفتم صبور باشم و مث بعضیا که ادعای وطن دوستی کردن و کشورو به گند کشیدن دور قبل، پشت رئیس جمهورم رو خالی نکنم.داشتم به خودم تلقین میکردم که باید بهش فرصت داد و اعتماد کرد اما این آقا هنوز نیومده اسم مهره های سوخته رو تو اولین پیامش میبره!!!

متاسفم

برای اصولگراها...خیلی متاسفم که اونقد مردم و منزجر کردن که اختیار کشورو دادن دست افکاری که وحشتناکه

به هر حال نیت کشورمون بود و همبستگی که دیروز شاهدش بودیم.و کشورمون که یه بار دیگه پیروز شد

اما بعضی حرفا ته دلم مونده،که مدعیان دورغین قبل انتخابات کدوم گوری هستن و چرا خفه خون گرفتن

چرا اینبار نگفتن تقلب شده؟!!!

حلاصه مطلب که به آقای روحانی تبریک میگم.امیدوارم مث بزرگتراش نیاد 4 سال حرف بزنه و ادعا کنه

مث آقای خاتمی اسطوره ریاست جمهوری !!!که 8 سال مخ ملت رو با گفتگوی تمدن به کار گرفت و افتخار هواداراش اینه که گرونی نبود و سیاست خارجی خوب بود و اختلاسی نبود و ...

و نمیگن ایشون هیچ کاری نکرد،پول مردم رو خورد و کسی خبردار نشد و جرات مخالفت نداشت البته حرفی هم نداشت برا گفتن بیچاره...فقط یه گفتگوی تمدنها داشت که ما آخرش نفهمیدیم چی شد نتیجه اش

خدایا شکرت...شکرت که حقانیت صداقت رو شد

شکرت که بازم یاوه گوها روسیاه شدن

ما 4 سال سکوت میکنیم و صبر تا ببینیم کشور به چه سمتی کشیده میشه،ببینیم جناب روحانی کشورو گل و بلبل میکنه یا نه...

بن بست هشتاد

بحث داغ این روزها انتخاباته.چیزی هم به برگزاریش نمونده.خیلیا ادعا کردن که رای نمیدن اما مث مسابقه میمونه که دلت نمیاد توش شرکت نکنی(البته سوای تکلیف شرعی).

برنامه چن تا از کاندیدارو دیدم.چرا به چشمم نمیان هیچ کدومشون الله اعلم.ادعاها زیاده.برنامه هاشون،اینکه بعد انتخاب شدن چه کارایی مد نظرشونه.اما بیشتر لجم میگیره از اینهمه سوسه اومدنشون.اینکه میگن اگه ما بودیم اینکارو میکردیم اون کارو میکردیم.درسته دکتر یه جاهایی خودسر عمل کرد و نظر بقیه براش مهم نبود اما اگه واقعا اینها دلشون به حال مردم می سوخت و از اینکه مردم اینهمه تو فشار هستن ناراحت بودن تا حالا کجا بودن؟

چرا طرحهای قشنگ قشنگشون رو ارائه نمیدادن که بقیه هم استفاده کنن...

کاش حقوق و مزایای اونها کم بود اونوقت معلوم میشد کی واقعا "مرد" عمله...

داستان اون جولاهه که تو فارسی دبستانمون بود از یادم نمیره.همون که به وزارت رسید اما هر شب تو گودال بافندگی میرفت و کار گذشته خودشو میکرد تا یادش نره که چی بود و چی شد

که یادش باشه میز ریاست بی وفاست و امروز مال تو و فردا مال اون یکیه

به قول خواجه حافظ:

دور مجنون گذشت و نوبت ماست                هر کسی چند روز نوبت اوست

امیدوارم انتخابات سالم و خوبی داشته باشیم و امیدوارم کسی که لایقه انتخاب بشه

در آخر میخوام یه "خسته نباشی" بگم به دکتر.

با همه کاستی ها،با همه لجاجت با همه حرف و حدیثها بعضی کارای خوبت توی ذهن من میمونه.حداقل مث خیلیا مفت خور نبودی.خدمت هم کردی اگه یه جاهایی اشتباه داشتی...


-------------------------------------------- 

اینکه همه میگن ما احساس تکلیف کردیم و کاندید شدیم ؛
دیگه انتخابات نیست ... جشن تکلیفه !!!

مروارید