من نیمه جان ز داغ تو در این سفر شدم
برخیز و بین چگونه خمیده کمر شدم
یک اربعین گذشته و من آب رفته ام
یک اربعین گذشته و من پیرتر شدم
من زینبم بگو که مرا می شناسی ام
من زینبم اگر چه کمی مختصر شدم
آن زینبم که بی تو نکردم شبی سحر
چون شمع ، آب ، بی تو به شام و سحر شدم
سنگین ترین مصیبتم این بود بعد تو
با قاتلان سنگ دلت همسفر شدم
در ره که نیزه ی سرت از حرکت ایستاد
از مردن دو طفل دگر با خبر شدم
از کوچه های شام چه گویم برای تو
آماج سنگ و طعنه ی هر رهگذر شدم
هر جا که تازیانه به اطفال می زدند
با یاد مادرم تن شان را سپر شدم


*کوچه به کوچه پشت نی از بس دویده ام/باور نمی کنم سر قبرت رسیده ام/مهمان خسته آمده از جا بلند شو/دیگر توان نمانده مرا قد خمیده ام

**ای همسفر قرار تو باورنکردنیست/من ، اربعین ، کنارتو ، باورنکردنیست/با نیمه جان مانده خودم را رسانده ام/اینجا ، سر مزار تو ، باورنکردنیست


سلام بر قلب زینب صبور

"ادامه مطلب تقدیم به مخاطب خاص"