بن بست پنجاه و پنجم

از وقتی دخترش نامزد گرفت پریشون شد،اوایلش خوب بود اما وقتی دخترش میرفت خونه نامزدش بهونه گیریهاش شروع شد.درسته مادر بود واون دختر اما چون دختر آخر خونواده بود یه جور دیگه روش حساب باز میکردن.

موقعی که اونو باردار بود خیلی سختی کشید،شاید همین باعث شد اونو یه جور سوای بقیه دوست داشته باشه. هر بار دخترش میرفت خونه نامزدش از دیگران میپرسید پس فلانی کی میاد؟ امروز چند شنبه است؟ و همه اینا دست به دست هم داد که افسردگی خفیف بگیره و کم کم چیزای کوتاه مدت رو فراموش کنه...

توی مطب دکتر مغز و اعصاب وقتی تو چشمای دخترش نگاه کرد توی نگاهش خیلی حرف بود و توی دل اون دختر یه دنیا آشوب که امروز اگه اینجاست بخاطر اینه که اون سهل انگاری کرده،که یادش نبوده مث قبل باید حواسش به همه باشه،به همه الا خودش...شاکی بود اما از خودش...

مدتهاست توی دل دختر آشوبه،بخاطر بابا و بخاطر ناراحتی های مامان.دختر که باشی توی دلت همیشه آشوبه و چقدر بده که به جای اون دختر باشی...

---------------------------------------

پاورقی:

میلاد کریمه اهل بیت مبارک...این روز رو به همه دخترای ایران زمین تبریک میگم

از امام رضام میخوام به حق خواهرش حافظ خواهرای نازم(آجی زهرام،آجی وجیهه و آجی کلثوم) باشه

خداجون: به من صبر بده و قدرت تحمل سختی ها

"مرواریـــــــد"

بن بست پنجاه و چهارم

"زیباترین تصاویری که دیدم حجمش شاید بالا باشه ولی ارزش دیدن دارن"

تنها کسیکه وقتی شکمش را لگد می زنی ازشدت شوق می خندد مادر است.
دعــای خیـر مادر در کنج خانه سالمندان فرزنـد را شرمنده می کند.
وقتی زنده ای کلامی ندارند با تو ، امان از روزی که رفتی...
هر پنج شنبه یا جمعه ساعت ها با سنگ سرد قبرت صحبت می کنند گویا این مردمان با مرده ها راحت ترند تا زنده ها، گویا کلامشان را برای سنگ قبرت نگه می دارند
به دنیا آمد تا دختر کسی شود ، ازدواج کرد تا همدم کسی شود
بچه دار شد تا مادر کسی شود ، برای همه کسی شد، اما خودش بیکس ماند...
عظمت آدمای بزرگ از برخوردشون با آدمای كوچیك مشخص می شود....
بعضی دوستی ها مانند دوستی تام و جری می ماند از صبح تا شب تو سر هم می زنند
اما بدون هم نمی توانند زندگی کنند...
هیچگاه دلت رو به روزگار که دریایی از نا امیدیست نسپار
دلت رو به خدا بسپار که دریایی از امیدست.....
اگه آدم ناشکری هستی همین الان خدا رو برای داشته هات شکر کن...
حقیقت محض...
تو دنیای به این بزرگی..
فقط پدر مادر هستند که حاضراً مثل پاک کن، خودشون رو کوچیک کنند تا اشتباهات ما را پاک کنند...
روزی رفیق برای حفظ جان رفیقش خود را جلوی گلوله مینداخت..
و امروز رفیق، از رفیق خود سکویی میسازد که پا بر روی او گذارد و پیشرفت کند...
بنده های خوب خدا هم لایق احترام هستند حتی اگر در میان ما نباشند...
مهم نیست چه اندازه ای هستی
مهم اینه که واسه حقت بجنگی
مرحبا به غیرتت...
عشق را عاشق شناسد...
به سلامتی بچه‌هایی که پول خرید یه دوچرخه رو ندارن اما دلشون پاک و بی ریاست
این روزا دست دادن ها به این شکل شده اند
خدایـــــــــــــــــا خودت پناه بچه های بی سرپرست باش ...
دست پر مهر پدر و مادر تنها دست هایي هستند که اگر کوتاه از دنيا هم باشند از تمام دستها بلند ترند...
درود بر تو پدر بزرگوار که تو این سن و سال هم هنوز واسه یه لقمه نون حلال زحمت میکشی.
این زن کسی است که در کودکی این بازیکن باارزش را از خانواده فقیر ماریو خریداری و بزرگ کرده و حالا این پسر باعث افتخار یک کشور شده است.
زمین خوردن چه زیباست اگر هدف بوسیدن خاک پای مادر باشد...
همه از راه رفتن زیر بارون لذت نمیبرن...

بن بست پنجاه و سوم

معلم عصبی دفتر رو روی میز كوبید و داد زد: سارا ...

دخترك خودش رو جمع و جور كرد، سرش رو پایین انداخت و خودش رو تا جلوی میز معلم

 كشید و با صدای لرزان گفت : بله خانوم؟

معلم كه از عصبانیت شقیقه هاش می زد، تو چشمای سیاه و مظلوم دخترك خیره

شد و داد زد:

چند بار بگم مشقاتو تمیز بنویس و دفترت رو سیاه و پاره نكن ؟ هـــا؟! فردا مادرت رو میاری

مدرسه می خوام در مورد بچه بی انضباطش باهاش صحبت كنم!

دخترك چونه ی لرزونش رو جمع كرد... بغضش رو به زحمت قورت داد و آروم گفت:

خانوم... مادرم مریضه... اما بابام گفته آخر ماه بهش حقوق می دن...

اونوقت می شه مامانم رو بستری كنیم كه دیگه از گلوش خون نیاد... اونوقت می شه برای

خواهرم شیر خشك بخریم كه شب تا صبح گریه نكنه... اونوقت... اونوقت قول داده اگه پولی

موند برای من هم یه دفتر بخره كه من دفترهای داداشم رو پاك نكنم و توش بنویسم...

اونوقت قول می دم مشقامو ...

معلم صندلیش رو به سمت تخته چرخوند و گفت بشین سارا ...

و كاسه اشك چشمش روی گونه خالی شد . . .

---------------------------------------- 

*بعضی وقتا خیلی راحت از خیلی چیزا میگذریم بی ااونکه بدونیم اصل ماجرا چیه...

*زودرنج شدم و عجول.صبوره و آروم.شرمنده ام میکنه همیشه،میخوام بدونه که خیلی نازنینه

*میخوام بدونی که خیلی عزیزی،مث خواهرام،از خدا میخوام پشت و پناهت باشه و تنهات نذاره آجان نازم

*بعضی وقتا که بهش فکر میکنم می بینم چقدر تنها و غریبه.اونقد که خیلیا یادشون میره حتی بهش روزی یکبار سلام بدن،اونقد که حتی جواب سلامش رو هم نمیدن..."اللهم عجل لولیک الفرج"

"یا علی مددی"

»م ر و ا ر ی د"