بن بست چهاردهم
وقتی در ابوحمزه میخونم :
وَ اَسْقَطْتَنی مِن عَیْنِک......"مرا از چشم خود انداختی"
تمام وجودم از غصه دوری آتش میگیره.مگه دردی بالاتر این هست که بنده ای از چشم مولای خودش بیفته؟ و مگه بنده ازین بی ارزشتر میشه؟
و بعد به کًانَّکَ اسْتًحْیَیْتًنی..."ـ از عقوبت عصیانم بر کنارم کردی- ،گویا تو از من شرم داری!!"
و از شرم آب میشم...
"در میان آب و آتش همچنان سرگرم توست..این دل زار نزار اشکبارانم چو شمع"
شب قدر شب قدر و ارزش گرفتن انسانه به مهر بی حدو مرز تو.که اگر نبود سه شب مهلت نمیدادی و دعوت نمیکردی..
سه شب برای زانو زدن ، عذر خواهی.سه شب مهلت آشتی،برای پرواز و بازگشت به آغوش خدا. شبهای خاص خلوت کردن بنده با خدا و خدا با بنده..خلوتی عاشقانه که غیر رو به اون راهی نیست.
یادمون باشه تو این مجال پرواز ، تو این خلوت ،دیگران رو هم در خیری که از خدا میخوایم شریک کنیم...التماس دعا.![]()
-----------------------------
پاورقی:
خدایا به فرق شکافته علی (ع) و به عزاداری این شبهای بچه های حضرت زهرا(س) کمکمون کن..خدایا یتیم های کوفه پیاله های شیر رو به در خونه علی (ع) میارن و ما دستهای خالی.. ما رو دست خالی بر نگردون و دستگیرمون تو باش.خدایا عاشقمون کن.
"یا علی مددی"
-زی زی-
وقتي به بن بست ميرسي اساسي حالت گرفته ميشه... اما خوب که نگاه کنی می بینی همه جای دنیا بن بسته، ته این کوچه هم بن بسته اما اين بن بست ، بن بست مرام و عشقه..نبينم دلت بگيره...