بن بست سی و سوم
یک صندلی میگذارم
کنار پرچین حوصله ای
که همیشه برای من داشتی.
دلم تنگ است
به اندازه تمام دقایق غفلتم با تو حرف دارم...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پاورقی:
یادم اومد که وقتی سر به سرت میذاشتم با حرص بهم میگفتی: عوضی! (این روزا چقدر بغض میکنم!)
"زی زی"
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۰ ساعت 10:27 توسط زی زی-مروارید
|
وقتي به بن بست ميرسي اساسي حالت گرفته ميشه... اما خوب که نگاه کنی می بینی همه جای دنیا بن بسته، ته این کوچه هم بن بسته اما اين بن بست ، بن بست مرام و عشقه..نبينم دلت بگيره...