بن بست شصت و سوم
ماه دستهای خویش را به آب داد
چشمهای خویش را به آفتاب
مرگ
همچنان به مشک خیره مانده بود...

شهنشه قلعه ی دل آقام اباالفضل علی
+ نوشته شده در شنبه چهارم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17:57 توسط زی زی-مروارید
|
ماه دستهای خویش را به آب داد
چشمهای خویش را به آفتاب
مرگ
همچنان به مشک خیره مانده بود...

شهنشه قلعه ی دل آقام اباالفضل علی
وقتي به بن بست ميرسي اساسي حالت گرفته ميشه... اما خوب که نگاه کنی می بینی همه جای دنیا بن بسته، ته این کوچه هم بن بسته اما اين بن بست ، بن بست مرام و عشقه..نبينم دلت بگيره...