بن بست شصت و هشتم

دختری
سه ساله بود که پدرش آسمانی شد . .
دانشگاه که قبول شد، همه گفتند: با سهمیه قبول شده!!!
ولی ... هیچوقت نفهمیدند
کلاس اول وقتی خواستند به او یاد بدهند که بنویسد بابا! .
. .
یک هفته در تب ســـــــوخت . . ..
(عکس مربوط به دختر شهید کاوه است)
--------------------------
سلام خانم.درکش برام سخته اون لحظه چی کشیدی وقتی گفتند بنویس بابا و یاد پدر شهیدت افتادی همیشه شرمنده شهداییم و هضم نبودن عزیز برای یه خونواده خیلی دردناکه/.بهت برخورد گفتن با سهمیه رفتی دانشگاه.به امثال شما بر میخوره وقتی میگن با سهمیه میرین سر کار.ولی آجی بزرگه،یه سوالی چن وقته اذیتم میکنه.یه سوالی که میترسم خدای نکرده بذاری پای حق ناشناسی و بگی داری از خون بابای من میگذری...نه آجی.فقط بهم بگو جای امثال من کجاست؟وقتی به هر دری بزنی ببینی حرف اول رو سهمیه دارها میزنن و علنا تو و تحصیلاتت ودانسته هات همش کشکه؟بهم بگو؟
از پدر شهیدت و امثال پدرت خجالت میکشم ولی از پدرم که یه عمر برام زحمت کشید و دخترش نتونست جبران زحماتشو بکنه بیشتر.بدت نیاد ولی بین ما سد شده انگار.آجی پدرت و دوستاش ادعایی نداشتن،(البته دلیل نمیشه حقوقتون پایمال بشه)ولی این وسط خیلی چیزا عذاب آوره...
جای تو بودن سخته ولی کاش میتونستی خودتو جای ما بذاری...
"شادی روح شهدا و علی نازم صلوات"
شهادت دردانه سلطان عشق ارباب بی کفن،تسلیت...
"م ر و ا ر ی د"
وقتي به بن بست ميرسي اساسي حالت گرفته ميشه... اما خوب که نگاه کنی می بینی همه جای دنیا بن بسته، ته این کوچه هم بن بسته اما اين بن بست ، بن بست مرام و عشقه..نبينم دلت بگيره...