دوباره دم عید شد و بساط خونه تکونی جور جوره. ولی نمیدونم چرا هر وقت نوبت خونه تکونی ما میشه خدا با ما شوخیش میگیره و بارون رحمتش رو عدل روزیکه میخوام خونه تکونی کنم نازل میکنه!!!

یه چن سالی میشه خونه تکونی با منه.همیشه هم با ذوق خاصی اینکارو انجام میدم.وقتی خونه تمیز میشه و همه جا برق میزنه ذوق مرگ میشم.

یادمه چن سال پیش داشتم خونه تکونی میکردم رفتم شیشه پنجره رو پاک کنم پشت پنجره هم باغمون بود.منم رفتم بالا و خودمو از پشت پنجره آویزون کردم تا شیشه پشت رو تمیز کنم.چون میخواستم همه جارو تمیز کنم پنجره رو بستم...چشمتون روز بد نبینه یهو دیدم بین زمین و هوا معلقم همونجوری از پشت با سر افتادم زمین.خواهرم اینا که تو اتاق بودن یهو دیدن من سر و کله ام پیدا نیست اومدن کنار پنجره دیدن تو باغ نقش بر زمینم...اونها ترسیدن نکنه من غش کرده باشم ولی من بخاطر کار ناعاقلانه ای که کردم داشتم از خنده غش میرفتم هنوزم نمیدونم چرا اون روز هیچیم نشد،نه جاییم درد گرفت و نه بلایی سرم اومد با اونکه از اون ارتفاع افتادم.خلاصه اینکه بجای اینکه بقیه نازمو بکشن کلی سرم داد کشیدن که دختر بچه ای و خیره سر...همیشه خدا سر به هوایی

بعد اینکه کارای خونه تموم بشه باید دل رو تکوند...بعضیا جای اضافه اشغال کردن،بعضی رفتارا دلو سیاه کردن بعضی افکار گرد و غبار نشوندن رو دیوارای دلم...باید به فکر یه تمیز کننده قوی باشم

مث همیشه تو رو واسطه میگیرم   "علـــــــی نازنیم"

 

دلت را بتكان
غصه هايت كه ريخت
تو هم همه را فراموش كن
دلت را بتكان
اشتباه هايت تالاپي
مي افتد زمين
بگذار همان جا بماند
فقط از لابه لاي اشتباه هايت
يكــــ تجربه را بيرون بكش
قاب كن و
بزن به ديوار دلت
دلت را محكم تر اگر بتكاني
تمام كينه هايت هم ميريزد
و تمام آن غم هاي بزرگ
و همه حسرـت ها
و آرزوهايت
حالا آرام تر، آرام تر بتكان
تا خاطره هايت نيفـــتد...
تلخ يا شيرين
چه تفاوت ميكند؟!!
خاطره ،خاطره است.....
بايد باشد....بايد بماند.....
كافي ست؟
نه، هنوز دلت خاكـــــ دارد
يك تكان ديگر بــس است
تكاندي؟؟
دلت را ببين
چقدر تميز شد...
دلت سبكـــــ شد؟
همه چيز ريخت و حالا...
و حالا تو ماندي و
يك دل و يك قاب تجربه
مشتي خاطره و
يك او.........
خانه تكاني دلتـــــ مباركــــ

-------------------------------------------- 

پاورقی:

1-دارم تو تب میسوزم بیحال خوابم برده ساعت هم یازده و نیم شبه...گوشیم زنگ میخوره بر میدارم می بینم یکی از اوقوام نزدیکه.میگم کاری داشتی؟میگه با زنم دعوام شده الان بیرونم حالم خوب نیست میتونم باهات حرف بزنم،میگم من خودم حالم بدتره،با حالت طلبکارانه قطع میکنه

شانسه ما داریم...به من چه خوب؟ ما همون یه بار دلسوزی کردیم بسمون بود ... وااااااااالا...

2-دلم برات خیلی تنگ شده دوست خوبم...همه چیز امروزم رو مدیون لطف و شفاعت توام علی جانـــــــم


م ر و ا ر ی د